أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

235

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

ختو - در كتب جغرافيا و تاريخ كه از قرن چهارم « 1 » تا هفتم به فارسى يا عربى نوشته‌اند ، ذكر اين حيوان به لفظ ختو آمده است . و از شاخ يگانهء او كه دو ميان پيشانى دارد و از آن دستهء كارد مىساخته‌اند بحث شده است . بعضى از مآخذ مذكور اينجا ياد مىشود : در حدود العالم گويد : در كوههاى خرخيز ( - قرقيزستان امروزى ) حيوان مشك است و ختو . . . ( چاپ دكتر ستوده ص 27 و . . . ) « 2 » و در كتاب البلدان ابن الفقيه آمده است كه : در بلاد اتراك ( من جمله تغزغز ) يقع الختو الجيد و هو قرن يكون في جبهة دابة هناك ( چاپ لايدن ص 329 ) . و قبل از آن ( ص 255 ) خلنج و ختو را ذكر كرده است ، اما محل آن معلوم نمىشود . در تاريخ يمينى ابو النضر عتبى ، طرايف ترك را كه همراه ابو الطيب سهل بن محمد بن سليمان صعلوكى فرستاده بودند ، تعداد كرده و گفته است : « نقر المعادن و نوافج المسك . . . و نصب الختو و احجار اليشب » ، و در شرح آن صدر الافاضل گفته است ، ختو به فتح خاء و ضم تاء حيوانى است كه شاخ او اگر شكافته شود مانند سنگى است و در آن تصاوير و نقوش است . . . و يكى از عباسيان در عمان شاخى ديد كه شكافته بودند و در آن صورت دو مرغ ديده مىشد كه بر درختى ايستاده‌اند . و از شاخ ختو دسته‌هاى كارد مىسازند . و كرمانى گفته است اين دسته‌هاى كارد ختو سنگى است گوهردار و قيمتى و با خاصيت . و نجاتى گفته است كه طوسى ( نصير - الدين ، لا بد در تنوسق نامه ) گفته است كه بعضى آن را شاخ مارى دانسته‌اند و مشهور آن است كه ختو حيوانى است مانند گاو كه در ولايت خرخيز تركستان ، بخصوص در نواحى شمالى آن ولايت موجود است . و دسته‌هاى كارد و قبضه‌هاى شمشير از استخوان پيشانى وى ساخته مىشود . و چنين و چنان . ( الفتح الوهبى ، ج 2 ، ص 31 ديده شود ) مستوفى قزوينى در نزهة القلوب ، در باب مربوط به حيوانات ( كه متن فارسى و ترجمهء انگليسى آن جداگانه منتشر شده است ) قول طوسى را از تنسوق نامه نقل كرده و خود او گفته : « از ختو . . . » « 3 » ثعالبى در لطايف المعارف ، در فصل راجع به خصايص بلاد ترك ذكرى از ختو و خدنگ و يشم مىكند . ( چاپ مصر ، 1379 ، ص 224 ) در زين الاخبار گرديزى ( چاپ تهران ص 66 ) ختو جزء هدايايى كه قدرخان براى سلطان محمود غزنوى فرستاد مذكور است . در آداب الحرب و الشجاعهء فخر الدين مباركشاه ( نسخهء

--> ( 1 ) - با توجه به ابن الفقيه - چنان كه خود ايشان نيز ذكر كرده‌اند - از قرن سوم نيز . ( 2 ) - رك : آنچه در آغاز اين توضيح از حدود آورده شد . ( 3 ) - رك : آنچه از مستوفى در آغاز اين توضيح آورده شد .